دنیا 2روزه

 
کلاه برداری
نویسنده : رضا - ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٦
 
سلام...
بالاخره بعد از مدتها دنبال کار گشتن و فرم های سر کاری پر کردن رفتم و و به پیشنهاد یکی از دوستانم به یک شرکت که آگهی استخدام در روزنامه زده بود مراجعه کردم.خودم شخصا به فعالیت این شرکت مشکوک شدم شما نظر خودتون رو بگید ببینم چند نفر با من هم نظرند.
حقوق ما به صورت ثابت ۲۰۰هزار تومان است و کار ما به عنوان کارشناس در نصب لوازم حفاظت الکترونیکی معرفی شده است.رویه شرکت بر این اساس است که از کارکنان غیر متخصصص بهره بگیرد تا در هزینه ها کاهش داده شود.۱۵ روز آموزش داده میشویم و سپس مشغول به کار میشویم . ساعت کاری ما ۵ ساعت در روز است و به طور کلی ۳۰ ساعت در هفته باید در شرکت باشیم ولی تقسیم این ۳۰ ساعت به عهده ی ماست درضمن ۱۰٪ هر قرارداد که کارشناسی کنیم متعلق به ماست.یعنی با این حساب اگر قرار دادهارو هر کدام ۱۰۰ هزار تومانی در نظر بگیریم و اینطور که گفتند حداقل هفته ای ۶ کارشناسی انجام خواهیم داد حقوق ما میشه به عبارتی ۴۴۰ هزار تومان.وسوسه انگیزه مگه نه؟...
اما نکات مشکوک:
۱- هنگام مصاحبه و در اصل توجیه کار به ما گفتند که تا ساعت ۶ بیشتر در شرکت حضور ندارند و اگر سوالی هست الان بپرسید .. در آخر گفتند که ما اگر امشب تا ساعت ۸ شب !! با شما تماس گرفتیم یعنی با استخدامتان موافقت شده است.این در حالی است که با شخص شخیص بنده ساعت ۹.۳۰ تماس گرفتند.یعنی زمانی که شرکت باید تعطیل باشد!!
۲-در مصاحبه تاکید داشتند که زمانی که با شما تماس گرفته شد به این معناست به به طور قطع با استخدام شما موافقند.اما در قراردادی که امروز امضا کردیم نموشته شده بود اعتبار این قرار داد ۱۵ روز است و پس از ۱۵ وز در صورت موافقت قرار داد ۱ ساله تنظیم خواهد شد.
۳-در روز مصاحبه گفتند که فقط ۵ یا ۴ نفر نیاز داند اما امروز بیش از ۱۰ نفر قرار داد امضا کردند
۴- جالب اینجاست که ۱۵ هزار تومان بابت وجه ضمانت از ما دریافت کردند و در قرار داد عنوان شده بود که در صورت عدم امضای قرار داد یکساله این وجه مسترد نخواهد گشت.و البته من چون پول همراهم نبود گواهینامه ام را گرو گرفتند!!!
 
comment نظرات ()
 
 
عذب
نویسنده : رضا - ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٦
 

از صبح تا شب زندگی رو پر از بدبختی میبینم

                     

                                           شبها تو خواب به یاد تو خوابهای رنگی میبینم

----------------

پ . ن : دوش میگیریم


 
comment نظرات ()
 
 
منزل بهار از کدام سو است؟!!!
نویسنده : رضا - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٦
 

کمک کنين، هُلش بديم چرخ ستاره پنچره
رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
گلدون سرد و خالی رو بذار کنار پنجره
بلکه با ديدنش يه شب وا بشه چن تا حنجره
به ما که خسته‌ايم بگه خونه‌ی بهار کدوم وره؟

تو شهرمون، آخ بميرم چشم ستاره کور شده
برگ درخت باغمون زباله‌ی سپور شده
مسافر اميدمون رفته … از اينجا دور شده …
کاش تو فضای چشممون پيدا بشه يه شاپره
به ما که خسته‌ايم بگه خونه‌ی بهار کدوم وره؟

کنار تُنگ ماهيا گربه رو نازش می‌کنن
سنگ سياه حُقه رو مُهر نمازش می‌کنن
آخر خط که می‌رسيم خط و درازش می‌کنن
آهای فلک … که گردنت از هممون بُلن تره
به ما که خسته‌ايم بگو خونه‌ی بهار کدوم وره؟

-------------------

پ . ن : سلام....

پ . ن : خیلی دوست دارم بدونم وقتی این شعر رو میخونید بگید چه احساسی بهت دست میده.....


 
comment نظرات ()
 
 
محض تبليغ
نویسنده : رضا - ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٦
 

سلام....

بعد از تشكر از همه ي دوستاني كه تولدم رو تبريك گفتند  لازم میدونم که توضیحی در مورد عبارت (تولدم مبارک بوس بوس) توی پست قبل بدم که شبهه به وجود اومده رو بر طرف کنه (خصوصا برای خواهر زینب).

شب قبل از تولدم پسر خواهرم که یک جیگر حدودا ۳ ساله است زنگ زد و بعد از کلی من و من بالاخره گفت :(((دائی رضا تولدم مبارک بوس بوس))). و اين امسال اولين جمله ي تبريك تولدي كه شنيدم.....

اميدوارم رفع شبهه شده باشد....

---------------------------

براي بار نميدونم چندم فيلم آواز قو رو ديدم به اعتقاد من فيلمي با چنين جسارتي و با چنين مضموني تا به حال نديده بودم البته در همين رده بندي ميتونم فيلم خاطره انگيز آژانش شيشه اي رو هم قرار داد كه البته آژانس شيشه اي در زمان ديگري ساخته شده بود كه خود سال ساخت و مقتضيات اون زمان ميتونه به نمره ي جسارت فيلم اضافه كنه....

البته نكته ي قابل تامل و توجه در مورد هر دوي اين آثار سينمايي اينه كه اين فيلمها تقريبا هيچ تاثيري نه در روحيه ي مردم و نه در روحيه ي مسولين زمان خودشون در زمانهاي بعد از خودشون گذاشتند....

فيلم ديگري كه در همين روزهاي گذشته مورد توجه بنده قرار گرفت فيلم روياي خيس بود...

هرچند كه از لحاظ بازيگري و كارگرداني و اديت چندان به دل نمي نشست اما داستان زيبايي داشت......

اغلب افراد بالاي سن نوجواني مي تونستند با نقس دختر و پسر نوجوان اين فيلم در بسياري از موارد همزاد پنداري خوبي داشته باشند(حداقل برای من که اینطور بود).

البته جدای از اینکه داستان به دلیل معذوریت های اجتماعی و احتمالا از اون مهمترین قیچی بران سانسور کنندگان یا به عبارتی مجوز دهندگان بسیاری از بخشهای اساسی داستان حذف شد..... (از جمله این بخشها اینکه پسر فیلم ابتدا برای فقط تفریح و از روی بیکاری دختر همسایه رو نگاه میکرد اما یییهو وقتی که با مخالف خانواده مواجه شد موضعی کاملا کمبودی و احیانا رمانتیک و عاشقانه از نوع ستیزه جو و سمج رو اختیار کرد و این مسئله در مورد دختر فیلم هم صدق میکند).

به طور کلی داستان جالبی داشت فقط کمی نتیجه گیری هاش مشکل دار بود..... فرضا کلی ترین نتیجه ای که میتوان از کلیت فیلم گرفت فقط اینه که طلاق نگیرید..... و بعدی اینکه با دوست دخترتون فرار نکنید برید شمال.....

در این داستان مسائلی بدون پاسخ گذاشته شد .... مشکلاتی اساسی مطرح شد و بدون راهکار رها شد....

جهت مثال عرض میکنم که پدر پسر به پدر دختر میگه بیاید حالا که این دوتا انقدر همدیگه رو دوست دارند نامزد هم کنیم که به بیراهه نرن.....

حال سوال اینجاست که آیا براستی این بهترین راه است؟به نظر من اگر اینطور باشه باید همه ی بچه های ۱۵ - ۱۶ ساله رو نامزد هم کرد چون تقریبا توی این سن و سال ۹۰٪ افراد دچار چنین بحرانی میشن .... حالا شاید کسی فقط در حد رویا و خیال باشه و کسی قدمی جلو بگذارد.....

اما فکر می کنم منظور از نامزد کردن توی این دیالوگ از فیلم اینه که تحت نظارت خانواده ها رابطشون رو ادامه بدند که البته این پیشنهاد هم مشکلات خاص خودش رو داره....

مطلب بعدی این بود که زمانی که برای پدر پسر فیلم مسجل شد که پسرش رابطه ای عاطفی با دختر همسایه ایجاد کرده آیا بهترین برخورد را داشت آیا آموزنده بود ... البته به طور زیرکانه در بخشهای مختلف فیلم انواع برخوردها رو با نوجوان نشون داده (هم برخورد دوستانه هم قهر آمیز هم خشن هم واسطه گری شخصی خارج از گود هم نصیحت آمیز) اما مطلب قابل بررسی این است که به رقم تلاش پدر نوجوان همه ی راههایی که نمایش داده شد کاملا بی مصرف به نظر رسیدند و همچنان برخورد والدین با فرزندانشان در چنین مواقعی کاملا به طور یک معما باقی مانده است....

فیلم بعدی که در این هفته تماشا شد فیلم قلبهای نا آرام بود که چندان به دلمان ننشست.....

هم چنان معتقدم که شیلا خداداد به جز چهره ی معصوم و زیبایش هیچ قابلیت دیگری برای حظور در سینما ندارد....(البته این نظر با تماشای فیلم ازدواج به سبک ایرانی کمی کمرنگ شده بود).از نقش پسر فیلم نگویم بهتر است چون حتی اگر همه چیز فیلم به جا بود انتخاب این پسر با این سبک بازی برای این نقش کاملا نا به جا بود....

*********

پ . ن: کاملا از سر بی کاری نوشتم.....

پ . ن: ولی فکر کنم بتونم منتقد سینما بشم مگه نه؟


 
comment نظرات ()
 
 
جبر جغرافيايی
نویسنده : رضا - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٦
 
یک روز از خواب پا می‌شی
می‌بینی رفتی به باد
هیچ‌کس دور و برت نیست
همه‌ رو بردی ز یاد

چند تا موی دیگه‌ت سفید شد
ای مرد بی اساس
جشن تولد تو
باز مجلس عزاست
بریدی از اساس

قوز پشتت بیشتر شد
شونه‌هات افتاده‌تر
پیرامونت رو ببین با دقت
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

[این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی]

ای عرش کبریایی
چیه پس تو سرت؟
کی با ما راه می‌آیی
جون مادرت؟


یک روز از خواب پا می‌شی
می‌بینی رفتی به باد
هیچ‌کس دور و برت نیست
همه‌ رو بردی ز یاد

چند تا موی دیگه‌ت سفید شد
ای مرد بی اساس
جشن تولد تو
باز مجلس عزاست
بریدی از اساس

قوز پشتت بیشتر شد
شونه‌هات افتاده‌تر
پیرامونت رو ببین با دقت
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر


این که دستاتو روی سر می‌ذارن [می‌ذارن]
این که باهات هیچ کاری ندارن [ندارند]
این که تو بازی‌شون راهت نمی‌دن [این که تو بازی‌شون راهت نمی‌دن]
این که سر به سرت می‌ذارن [سر به سرت]

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که لنگ در هوایی
صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که لنگ در هوایی
صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

----------------------------

تولدم مبارک .... بوس بوس


 
comment نظرات ()