دنیا 2روزه

 
تقاضای همکاری
نویسنده : رضا - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٦
 

سلام...

دارم ميرم سفر...

ساعت حركت :فردا ساعت 4 بامداد

مقصد: اهواز—آبادان

حالا تو اين بي بنزيني و بي پولي پسر عمه ي ما عروسيش گرفته...

حساب كردم مقدار بنزيني كه مصرف ميشه براي رفت و برگشت اين مسير حدود 221.5 ليتر ميشه با احتساب 337ليتر باقيمانده براي 3 ماه آينده فقط حدود 117 ليتر بنزين خواهيم داشت.بنابراين از كليه دوستان انتظار ميرود در معرفي پمپ بنزينهايي كه بنزين آزاد

در اين شهر ها  عرضه ميكنند ما را ياري كنند.

قبلا از همكاري و همياري و همدردي و هم خيلي چيزاي ديگه شما متشكرم...

شايدم كمال تشكر را دارم... .


 
comment نظرات ()
 
 
پايان
نویسنده : رضا - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٦
 

سلام...

هر چيزي كه يه روز آغاز بشه روز پاياني هم داره .....اين راهي كه شروع شد هم بالاخره تموم شد با تمام خوبيها و بديهاش ... با تمام خنده ها و گريه هاش و استرس هاش ...

همه چيز تموم شد شايد جايي ديگر و زماني ديگر....

خوشحال نشو  . امتحانات رو ميگم ديروز تموم شد.....
 
comment نظرات ()
 
 
زندگی مشترک
نویسنده : رضا - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ تیر ،۱۳۸٦
 

از سري حرفهاي مفت....

دقت كردي زوجهايي كه تازه مزدوج ميشن چقدر پايبند به اصول زندگي مشترك هستن...

در تمام مسائل كوچك و بزرگ سعي ميكنن كه اشتراك رو به عمل برسونن....

مثلا اول از همه سقف زندگيشون رو مشترك ميكنن... اطاق خواب و جاي خوابشون 2نفره ميشه توي يه ظرف مشتركا غذا ميخورن يدونه سيب رو 2تايي باهم ميخورن ... چايي رو نصف نصف با هم تقسيم ميكنن... .

 

آقاهه حقوق ميگيره يه مقداري ميده به خانومه و با هم خرج ميكنن... خانومه از درامدش هر ماه يه هديه به پاس تشكر از شوهرش تهيه ميكنه... .

اما اگه يه روز بحثشون بشه فورا آقاهه ميگه من از خروس خون تا بوغ سگ مثل خر كار ميكنم كه شيكم تورو سير كنم و افاده هات رو كم كنم...

خانومه هم ميگه من احمق رو بگو كه طلا هاي نازنينمو  فروختم كه آبروي تو نره.... ميخورم اگه يه بار ديگه بهت كمك مالي كنم... .

اون شب اولين شبي كه هر كدوم جدا گونه غذا ميخوره و جدا از هم ميخوابن...

 

البته ببخشيد ا خيلي معذرت ميخوام اما شما كه نميتونيد از پول بگذريد چرا بيخودي حرف مفت ميزنيد كه ميدونيم زندگي مشترك يعني چي؟؟؟؟؟

 


 
comment نظرات ()