دنیا 2روزه

 
شب يلدا
نویسنده : رضا - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ آذر ،۱۳۸٦
 

سلام....

ضمن تبریک عید قربان به تبریک شب یلدا می پردازیم...

خوب ظاهرا که پرداختیم....

در مورد این شب یلدا که به گفته ی برخی بلندترین نه درازترین شایدهم طولانی ترین شب سال است مواردی را تذکر می دهیم....

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است .این جشن در ماه پارسی «دی» ( تولد دوباره خورشید ) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژه ی روز ( DAY ) در زبان انگلیسی ( که همریشه با زبانهای کهن آریایی است ) نیز از نام این ماه برگرفته شده است . نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن.

تا سال ٣٥٠ ميلادی تمام فرقه‌های مختلف مسيحيت متفق‌القول روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح می‌دانستند وليکن نفوذ آيين مهر کليسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عيسی مسيح را مطابق با تولد مهر يا ميترا قرار دهد تا از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترين جشن آيين مهر را در خود حل کنند . با قدرتمند شدن کليسای رم و پس از گذشت زمان، فرقه‌های ديگر مسيحيت به اين سمت و سو گرويدند. ليکن هنوز کليسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح می‌دانند . آن‌چه از نظر پژوهشگران مسلم است اين است که ٢١ يا ٢٥ دسامبر با توجه به اشاره‌های انجيل به فصل زراعت و اعتدال هوا و هم‌چنين تاريخ دوران اوليه‌ی مسيحيت ، روز ميلاد عيسی مسيح نيست و نفوذ آيين مهر در رسوم کليسا نيز غيرقابل‌انکار است . نخستين مايه‌های جشن کريسمس وايلانوت ميراث و هديه‌ی ايران کهن به جهانيان است که خود تا به امروز در زنده‌نگه‌داشتن آن کوشيده‌است ....

ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد»* نثار می کردند...

روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خورروز ( روز خورشید ) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود ( خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند ) . در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.

بررسی تاثیر این آیین بر دیگر اقوام هم نتایج جالبی به دست آورد از جمله:

مانند تولد مسیح در یک آقل که برگرفته شده از تولد میترا در غار است و همچنین شب میلاد مسیح که مصادف با یلدا می باشد , نیز از این آیین کهن آریایی گرفته شده است و همچنین درخت سرو و کاج که در آیین مهر با ستاره ای بر فرازش تزیین می شد . ( ستاره نشانه ایست که بازرگانان را راهنمایی می کند تا به میترا در غار برسند - درخت سرو را از این روی دوست داشتند که نماد آزادگی و مقاومت در برابر تاریکی بود که آثارش را در ادبیاتمان می توانیم به وفور بیابیم - درخت کاج از این روی در کشورهای اروپایی مرسوم شد که محیط طبیعی آنها برای رویش کاج بهتر بود ) . همچنین کلمه‌ی نوئل از ريشه‌ی رومی ناتال به معنی تولد است و همان‌گونه که ذکر شد نام جشن روميان ناتاليس اينوکتوس بوده‌است . بابانوئل با کلاهی شبيه کلاه موبدان آيين مهر ظاهر می‌شود.

  • در حدود ٤٠٠٠ سال پيش در مصر باستان جشن « باززاييده‌شدن خورشيد »، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده است. مصريان در اين هنگام از سال به مدت ١٢ روز، به نشانه‌ی ١٢ ماه سال خورشيدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پيروزی نور بر تاريکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنين از ١٢ برگ نخل برای تزيين مکان برگزاری جشن استفاده می‌نمودند که نشانه‌ی پايان سال و آغاز سال نو بوده است.
  • در یونان قدیم نیز , اولين روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشيد بوده است و آ‌ن را خورشيد شکست‌ ناپذير، ناتاليس انويکتوس، می‌ناميدند
  • در قسمت‌هايی از روسيه‌ی جنوبی , هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌کنند. اين آيين‌ها شباهت بسياری با مراسم شب چله دارد.
  • يهوديان نيز در اين شب جشنی با نام «ايلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نيايش می‌پردازند.
  • آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خُرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
  • نخستين روز زمستان در نزد خرمديناني كه پيرو مزدك هستند نیز سخت گرامي و بزرگ دانسته مي‌شود و از آن با نام «خرم روز» ( خره روز ) ياد مي‌گردد و آيين‌هايي ويژه در آن روز برگذار می شود . اين مراسم و نيز سالشماري آغاز زمستان هنوز در ميان برخي اقوام ديده مي‌شود كه نمونه آن تقويم محلي پامير و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجيكستان) است.
  • جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرتر ها برای همه قصه تعریف می کردند . آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه ها که اکثرا" کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب

    در این شب فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

    مراسم یلدا در برخی شهر های ایران

  • در خطه‌ی شمال و آذربايجان رسم بر اين است که در اين شب خوانچه‌ای تزيين شده به خانه‌ی تازه‌عروس يا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربايجان در سينی خود هندوانه‌ها را تزئين می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال يک ماهی بزرگ را تزئين می‌کنند و به خانه‌ی عروس می‌برند.
  • سفره‌ی مردم شيراز مثل سفره‌ی نوروز رنگين است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگينک برای گرم مزاج‌ها موجود است . حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم اين شب برای شيرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در اين شب نه تنها در شيراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشينان شده است.
  • همدانی‌ها فالی می‌گيرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشينند و پيرزنی به طور پياپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر يک پارچه نبريده و آب نديده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتيبی که نشسته‌اند شعرهای پيرزن را فال خود می‌دانند.
  • در شهرهای خراسان خواندن شاهنامه‌ی فردوسی در اين شب مرسوم است.
  • در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
  • در گیلان هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.
  • مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند.
  • تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف استتو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا

    معزی...

    برگرفته از ویکی پدیا

    امیدوارم که این شب خوش بگذره و هندوانه قربانی کنید و تا صبح دور تا دورتون شلوغ باشه بعدشم فردا صبح همه برن خونه هاشون و خانوما بشینن تمیز کنند و زحمت بکشن تا که شاید بهشت را زیر پاهایشان احساس کنند و و و ...

    --------------------------------

    * :«میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند.


     
    comment نظرات ()
     
     
    چند منظوره جهت هر آنچه که می خواهد دلت تنگت حافظا
    نویسنده : رضا - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٦
     

    سلام...

    خدمت دوستان عرض کنم که دوستانی که از ایام کمی دورتر مطالب این وبلاگ رو دنبال می کنند با داستانی سه قسمتی تحت عنوان زندگي شب اول قبر به تعبير قلم  آشنا هستند و در اون داستان ها با شخصیتی به نام خانم (ف) تا حدودی آشنا هستند ......

    خوب حالا که خوب یادتون اومد حتما یادتون میاد که یک بار گفتم دیگه همه چی تموم شده و رفته پی کارش و حتما یادتون می آد که بعدش هم گفتم نه دروغه هنوز هم بهش فکر می کنم و احتمالا دیگه یادتون نیست چون دیگه نگفتم که دوباره همه چیز رو فراموش شده تصور می کنم...

    آره دیگه سعی می کردم که همه چیز رو فراموش کنم و باهاش کنار بیام و بگم بعد از اینهمه سال که گذشت دیگه باید کم کم بیخیال همه چیز بشم.... و تا حدودی موفق هم شدم و چند ماهی بود که اصلا بهش فکر نمی کردم از طرفی هم شنیده بودم که نامزد کرده و رفته پی کارش و دیگه خیالم از بابت اینکه به طور کلی از دست رفته راحت شده بود و اصلا فراموش کرده بودم که یه زمانی قرار بود من نامزدش بشم و می گفت وقتی نامزد کردیم باید همیشه عطر best بزني و از همين لوس بازيا....

    چند وقت پيش يه خواب جالب ديدم كه البته زياد بهش اهميت ندادم خواب ديدم تو خونه پشت تلوزيون دارم با فيشهاي ضبط و ويديو از اونا ور ميرم همين خانوم (ف) هم کمی اونطرف تر از من نشسته و داره زار زار گریه می کنه.البته داشت یه چیزی به مادرش می گفت و زارت و زورت گریه می کرد.خلاصه همین منم از خواب بیدار شدم و بعد از چند ساعت به کلی این خواب رو فراموش کردم اما بعد 2 روز دوباره همون خواب رو ديدم با كمي تغيير جزئي دوباره اهميت ندادم ،گذشت تا همین دو سه روز پیش که دوباره یه خواب دیگه دیدم....

    ایندفعه خواب دیدم همین خانوم (ف)مذکور با پدر محترمشون تشرف آوردن منزل ما و یک ماشین پراید با رنگ عجیب و قریب (مثل این ماشینهای مسابقه ای که نارنجی و زرد و سبز و مشکی و آبی و قرمز قاطی پاطی می کنن)خلاصه نمی دونم چی شد که قرار شد من و با خانوم (ف) بریم مرغ بخریم خلاصه من رفتم توی یک مغازه و چندتا مرغ ورداشتم اومدم بیرون دیدم طرف نیست کلی دنبالش گشتم پیداش نکردم بعدش رفتم خونه دیدم نیومده بعد یهو دست کردم جیبم بهش زنگ بزنم دیدم موبایلم خیس خیس شده و اصلا عوض شده خلاصه رفتم دنبالش دیدم توی یه جنگل تو ماشینش نشسته و داره حسابی گریه می کنه (خودمونیم ها چقدر دلم براش سوخت صورتش همش خیس اشک شده بود)اومد طرف من و جاتون خالی دو تا کشیده خوابوند زیر گوشم و بعدش همین طوری تو بغل من گریه می کرد..... منم از خواب بیدار شدم و بازم جاتون خالی یه دو روزی سگ شدم الان همش نگرانم که چه معنی داره ۳ بار خواب ببینم اون داره گریه می کنه کلی نگرانم نکنه اتفاقی افتاده یا خدایی نکرده تو درد سر افتاده باشه....

    از کسانی که تعبیر خواب بلندند تقاضا می کنیم راهنمایی بفرمایند.....


     
    comment نظرات ()
     
     
    خبر
    نویسنده : رضا - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸٦
     

    سلام

    من زنده ام

    زنده و کمی سر حال


     
    comment نظرات ()
     
     
    اطلاع رسانی
    نویسنده : رضا - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦
     

    دوستان عزیز مدیر این وبلاگ به دلیل بیماری ناگهانی مدتی در بیمارستان بستری می باشد از همه ی شما درخواست دعا برای سلامتی ایشان دارم.....مدت غیبت ایشان معلوم نیست چه بسا که ۲ روز دیگر بازگردد و شاید هم طولانی تر باشد.....

    با تشکر عبدالحمید ردگیر 


     
    comment نظرات ()
     
     
    اخلاق بد و بد اخلاق
    نویسنده : رضا - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٦
     

    سلام.....

    این ماجرا از تابستون شروع شد حدودا ۲هفته ی پیش تموم شد.....

    اصلا ولش کن نمی خوام در موردش حرف بزنم....

    خلاصه ی مطلب اینه که یه نفر داشت از یه نفر سوء استفاده می کرد و من در جریان بودم .....

    بعدش اونی که مورد سوءاستفاده قرار می گرفت از من کمک خواست (البته با ذکر این مطلب که خودش نمی دونست داره مورد سوءاستفاده قرار می گیره)منم یه کم زیر آب اون کسی که داشت از اون سوء استفاده قرار میگرفت زدم.... البته تاکید کردم اینها رو می گم که فقط بدونی کجای کاری بعدش گذشت و گذشت و گذشت تا ۲ هفته ی پیش اون کسی که مورد سوء استفاده قرار می گرفت رفت و به فردی که در حال سوء استفاده بود گفت که باید همه چیز رو تموم کنیم ..... شخص سوء استفاده گر سوال کرد آخه چرا؟ فردی که مورد سوء استفاده قرار گرفته بود هم گفت که من (من یعنی خود من) همه چیز رو بهش گفتم و مو به مو بهش گفت چرا و رابطه اون ۲تا به خوبی و خوشی تموم شد .... فقط شخصی که در حال سوء استفاده بود به من پیامک داد که چرا اینکار رو کردم.... گفت مگه من (من یعنی شخص سوء استفاده کننده) تا حالا در حق تو نامردی کرده بودم....

    منم نتیجه گرفتم که اعتماد کردن و کمک کردن اخلاق بدیه و منهم آدم بد اخلاقی هستم..


     
    comment نظرات ()