دنیا 2روزه

 
تراژدی(قسمت پنجم)
نویسنده : رضا - ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٧
 

در کمال ناباوری دیدم یه اس ام اس داد گفت من فکر میکنم خیلی پست شدم که اینکار و میکنم اما نمیخوام بری.

 

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
تراژدی(قسمت چهارم)
نویسنده : رضا - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٧
 

بعد از اون موقع که خداحافظی کردم فقط 1 روز تونستم تحمل کنم دوباره فرداش بهش اس ام اس دادم یه کم از هر دری صحبت کردم....


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
تراژدی(قسمت سوم)
نویسنده : رضا - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٧
 

دو قسمت قبل رو که خوندید صفحاتی بود از دفتر خاطرات من از اینجا به بعد اتفاقاتی رو ثبت میکنم که از اون روز پیش اومد و حرفهایی که رد و بدل شد.....


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
تراژدی(قسمت دوم)
نویسنده : رضا - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٧
 

حدود 3 هفته قبل از اینکه ف بیاد تهران داشتیم با ماشین امید میرفتیم باشگاه که تصادف کردیم.....

یه نفر اس ام اس اشتباهی زد اول فکر کردم پسره با کاظم و محسن و همفکری میکردیم که خیلی قشنگ سر کارش بذاریم.من وانمود کردم که دخترم کلی خندیدیم.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
تراژدی
نویسنده : رضا - ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ دی ،۱۳۸٧
 

 یکم طولانی میشه اگر بخوام تمام اتفاقاتی که از 12 خرداد 84 به این ور گذشته بنویسم.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()