دنیا 2روزه

 
 
نویسنده : رضا - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ تیر ،۱۳۸٥
 

 

سلام و تشكر از همه دوستان

 

1 - راستش بعد از اينكه داستان رو تموم كردم و محبت هاي شما رو خوندم يه مدت سخت فكر كردم

 

و رفتار سابقم و مورد تحليل قرار دادم و تصميماتي كه بعد از اون جريان گرفتم رو برسي كردم

 

البته ف از اونجايي كه فاميله و بيخ ريش ما هست و از اونجايي كه خانواده ها مدتي است

 

كه روابط شان حسنه شده و احتمال رو در رو شدن بسار بالا ميرود تصميم گرفتم از

 

 كنجكاوي در مورد اون منصرف بشم و بنا به توصيه ساي بابا در قبال كسايي كه فكر

 

ميكنيم به ما بد كردن تنها كاري كه ميكنيم اينه كه براشون دعا ميكنيم كه خدا هدايتشون كنه

 

من هم همين كار رو كردم كه داستان پايان خوشي پيدا كنه براي اون آرزوي موفقيت ميكنم

 

راستش وجدان من رفته بود سفر من فكر كردم توي راه توي يك سانحه ي عشقي جانش را

 

از دست داده اما چند ساعت پيش برگشت از ديدنش خيلي خوشحال شدم

 

با گريه ازش پرسيدم اين همه مدت كجا بودي خنديد و گفت من جلوي چشمت بودم اما تو

 

داشتي پشت سرت رو كه گذشتت بود رو نگاه ميكردي منو به كلي فراموش كرده بودي

 

 

نتيجه ي اخلاقي : من به سفر رفته بودم نه وجدانم 

 

 

 2- راستي من الان حدودا 21 سالمه و داستاني كه گفتم مربوط به اواسط پاييز بود بعد از

 

اينكه از همدان اومدم ديگه هيچ وقت حشيش نكشيدم و مشروب خوردنم هم ديگه خيلي از

 

اول كمتر شده  اگر هم بخورم ديگه به عنوان يه مسكن درد استفاده نميشه خلاصه بگم فكر

 

كنم آدم شده باشم

 

 

3 -  امروز يه بحسي با يكي از دوستام داشتم كه گفتم خالي از لطف نيست شما هم در بحث

 

شركت كنيد

 

موضوع اصلي بحث سر اين بود كه چرا يه سري بالا خونه رو اجاره ميدن

 

خلاصه بحث بالا گرفت و من ياد يه داستان افتادم :

 

یه مدت با يه دختري توي چت آشنا شدم مدتي كه گذشت به خاطر مسائلي لازم بود حتما

 

ببينمش من خيلي اصرار كردم  اما اون ميگفت كه من با خودم عهد كردم  هيچ دوست

 

پسري نگيرم وبا هيچ پسري  از نزديك و روابط صميمانه بر قرار نكنم . وقتي علت رو

 

جويا شدم گفت كه دوست پسري داشته كه بعد از مدتي باهم مشكل پيدا كردند يه روز آقاي

 

دوست پسر به دوستش كه از قضا از دوست پسراي دوست خانوم اكس بودن ميگن كه من با

 

خانوم اكس روابط سكس داشتم آقاي دوست دوست پسر صداي آقاي دوست پسر رو ضبط

 

ميكنن و به خانوم اكس ميدن خانوم اكس بعد از اينكه آقاي دوست پسر رو مورد لطف و

 

عنايت خودش قرار داده با خودش عهد كرده كه ديگه با هيچ پسري رابطه نداشته باشه

 

راستش من دلم سوخت و بهش حق دادم اعتمادش از بين رفته باشه ديگه اصرار نكردم و

 

سعي كردم  حس بد بينيش رو نسبت به پسرا ترميم كنم.

 

خلاصه يه مدت گذشت كه گفت با يه پسره دانشجو آشنا شده بعدش پسره گفته كه حق نداره

 

ديگه چت كنه اونم با من خداحافظي كرد گذشت و گذشت بعد از چند وقت دوباره اومد تو

 

چت گفت كه با اون نتونسته كنار بياد خيلي آدم عوضي و بي حيايي بوده منم گفتم متاسفم

 

بازم گذشت گذشت من آقاي دوست پسر دوم  آشنا شدم تو چت . گفت كه خانوم اكس با كسي

 

دوست شده من از خانوم اكس پرسيدم گفت كه نه بابا اون دوست دوستم بود كه ديگه الان

 

باهاش حرف نميزنم  خيلي آدم حمالي بود بعدش با يكي ديگه دوست شدم .

 

حالا هر كس بتونه بگه چند نفر در اين جريان بالا خونه رو اجاره دادن جايزه ميگيرن از

 

خود من.

 

به نفر اول يك 1000 آفرين

 

به نفر دوم دو 100 آفرين يا يك 200 آفرين

 

نفر سوم  يك آفرين

 


 
comment نظرات ()