دنیا 2روزه

 
 
نویسنده : رضا - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٥
 

سلام و عرض ادب و خسته نباشيد و آرزوی سلامتی و ........

امروز به چند تا از دوستان سر زدم و وبلاگشونو مفصل خوندم ديدم اکثرا تو يه زمانی

که ديگه نميخوان بنويسن خسته شدن و از همه خداحافظی کردن و رفتن بعد از ۱/۲ هفته برگشتن و گفتن که نتونستن زير فشار اصرار دوستان برای بازگشتشون تحمل بيارن .

من پيش خودم فکر کردم فکر خوبيه من که سوژه ی درست حسابی ندارم خوب يه مدت بزارم برم بهتره  بعدش با اصرار دوستان بر ميگردم

يه خورده که فکر کردم ديدم خوب حالا اگه من رفتم و هيچ کدوم از دوستان اصراری به بازگشت من نداشتن با چه رويی برگردم

پس نتيجه گرفتم که همين جا بمونم و از جام تکون نخورم و کماکان به برداشت سوژه از وبلاگ ساير دوستان ادامه بدم سوژه اين پست رو از وبلاگ هر چه باد٬باد گرفتم.http://kashkool21.persianblog.ir/

حالا اگه ميخوايد بهتر بفهميد يه توضيح کوچکولو ميدم : پست ترنم خانوم با موضوع آسيب شناسی طنزآلود تغيرات دختر ها و پسر های تهران ظرف ۲۰ سال پيش تا الان که البته خودش هم نميدونست متن رو از کجا کش رفته.

قابل توجه ترنم خانوم و ساير دوستان در ادامه ی اون مطلب اين پست رو هم جهت تکميل اطلاعاتشون بخونند.

آقا پسر های دهه ی ۸۰ :

من بودم و اسی تپل با اون ابی تن لشه با چنگيز و منوچهر و داش کوچيکش حسن پشه . آتيش کرديم موتور ها رو شال گردن بستيم کلمون شديم سيلوستر استالونه هه هه حرفای ننمون. سه ترکه (قابل توجه دوستان آذری منظور ۳ نفرس نه ۳ تورکه اشتباه نشه بياين وبلاگ رو آتيش بزنيد)رو دو تا موتور ويراژ ميداديم تو محل در به در ساقی بوديم سيگاری بگيريمو تل.

.نوکرتيم چاکرتيم خوب چه کنيم که عشق لاتيم.

رو بی کاريو بی پولی زاق (ذاق يا ذاغ يا زاغ يا ظاق يا .....) يه ماشين و زديم تا صاحبش پياده شد آروم سراغش اومديم از رو گرسنه گی بودش که تو يه چشم به هم زدن باز کرديم ضبط و باندشو پولشو زديم به بدن خلاصه توپ توپ توپ گفتيم بريم هوا خوری بعد سيخ چليميو بوخوری و دوا خوری سلامتيت معجون زديم رفت اونجا که غم نباشه شب جمعه س داداش علی کم نياری کم نباشه

تو راه يه هو اسی پيچيد جلو يه بچه اعيونه با لحن کامبيزی يارو گفتش به ما هوی ديوونه.اسی گفتش جواب ندی کامبيزها اينجا خيلی اند کل کل نکون بعضياشون قد دو تا تريلی اندگفتم کامی ناناز بشی نشکنه اون النگوهات اين جا پره نا محرمه چادرتو بکش رو پاهات.

پره پره پره عشق لات توی کوچه ها همه الافن گنده لات ها و نوچه ها همه لات بازی افتاده توی بچه ها .

آهای تو که شعار ميدی چی چی خوبه چی چی بد تا حالا بچه ت تو جوب به پوست خربزه گاز زده . هيچ وقت شده بوی کباب همسايه بپيچه و بچه ت بگه هه هه گشنمه بابا جون .آره آره دزدی بده اينو الاغم ميدونه ولی آخه آدم توی نون شبش وا ميمونه. هيچکی تو دنيا قاتل به دنيا نميآد دزدی هم ژنتيکی نيست خب بيکاره خب کار ميخواد . مجرم اصلی محيط که مارو اين جور بار آورد .مجرم اصلی فقر که مارو توی اين راها برد ولی بازم نوکرتيم با مرام و عشق لاتيم اگه با معرفت باشی چاکرتيم زير پاتيم.

اين وصف حال بچه های کم درامد دهه ی ۸۰ بود که خونديد حالا مشخصات بروبچ پر درامد دهه ی ۸۰ رو بخونيد

پسر ها: جلو آيينه روزی ۲ ساعت ژل می ماله بی نهايت

خوشتیپ ميکنه فراوون مياد تو خيابون

با يه پاترول مشکی پرژکتوراش زرشکی رينگ اسپرت لاستيک پهن ميگازه تو جردن .

 صدايه ضبط ماشينش هوای ی ی ی سيستم صوتی ميبنده هه هر هر ميخنده .هی ميره بالا پايين با کامبيز و با آيدين ميرونه مثل فشفشه ترمز دستی ميکشه.

 تا ميبينه ايست بازرسی ميميره از دلواپسی رنگش يه هو ميپره ميگه اين بار آخره . خونه ی باباش ميخوره نون مفت گردن ميکنه کلفت پای تلفن تا چهار صبح الافه (علاف) آخه خب .

 روزی يک دفعه عاشق ميشه آخرشم فارغ ميشه به همه ميگه يه روز بهاری ميام خواستگاری .

 هفته ای يه دفعه شماله ويلای اينو اون وباله صبح تا شب تو خذر شهر * الاف و در به در.

دختر دهه ی ۸۰ :

صبح تا شب تو سلمونی تا نصف شب مهمونی

ميکنه

آرايش هفت قلم ميگه وای چه خشکلم

غذا از بيرون ميگيره آخه : پيتزا نخوره ميميره .

واجب تر از نون شب ماتيک و خط لب

نقشش نقش عروسک بين يه مشت خروسک يه روزی ميشه بيدار که شده گرفتار

واسه شوهر هلاکه همش به فکر رنگ لاکه .پسر پول دار ميخواد ولی گيرش نميآد

يه مشت سوسول قرتی با يه مشت بچه رپ زپرتی ميان دورشو ميگيرن الکی واسش ميميرن.

وانمود ميکنه فارسی بلد نيست چون يکی دو سه هفته بوده تو پاريس .به خان باباش ميگه پاپا چرا چون رفته اروپا.

با پسره ميشينه مامانش يه هو ميبينه هول ميشه يه عالمه ميگه پسر خاله مه .

چرا گريون دختر؟ آخه امشب مونده پشت در. باباش راهش نميده چون يه چيزايی شنيده . اوووووووووو

پ.ن: آقا اين خذر شهر کجاست ؟


 
comment نظرات ()