دنیا 2روزه

 
چرا توهين؟!!...
نویسنده : رضا - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ تیر ،۱۳۸٥
 

سلام

راستش داشتم پست قبلی رو ميخوندم ياد حرف يکی از دوستان افتادم که نظراتش و اينجا نميگه فقط ميل ميزنه (ازش ممنونم اما اگه لطف کنه و حرفشو اينجا بگه دوستان هم استفاده کنن بهتره ) بگذريم.... (با پوزش از اشکان عزيز )  

آره خلاصه ميگفت نشستی از صبح تا شب تو خونه ميخوای سوژه از کجات در بياد(به همين وقاحت و صراحت حرف ميزنه ) گفت تو اين تهران پاتو از خونه بذاری بيرون شوژه برای نوشتن ميريزه رو سرو کلت.

خب منم تصميم گرفتم جهت بر داشت سوژه برم بيرون

پامو از خونه گذاشتم بيرون ديدم به به چه روزه خوبی اصلا هم هوا گرم نيست اصلا هم مردم با بی رحمی از کنار هم رد نميشند خلاصه داشتم ميرفتم همش نگران اين بودم که سوژه واقعا نريزه رو سر و کلم توی همين افکار بودم که ديدم تو يه تاکسی نشستم و دارم با راننده کل کل ميکنم خلاصه تا چشم باز کردم ديدم مسير اصلا آشنا نيست گفتم کجا داری ميری گفت حالا ميفهمی. خلاصه کم مونده بود باهاش درگير بشم که زد بغل گفت همين جا وايسا الان بر ميگردم سوييچ رو ماشين بود برای همين زياد شک نکردم جايی که نگه داشته بود مثل يه بيايون بی آب و علف بود فقط يه خورده اون طرف تر يه قهوه خونه بين راهی بود خلاصه من داشتم بو زمين دنبال يه چيز تيز مثل شيشه ای چيزی ميگشتم که اگه لازم شد جونم باهاش نجات بدم تو همين افکار بودم که يه هو چند تا کاميون با سرو صدا اومدن کلی گرد و خاک به پا کردن . پياده شدن رفتن تو قهوه خونه ۵/۶ دقيقه بعد نگران راننده تاکسيه شدم امدم که برم تو ديدم راننده های کاميونها با وحشت امدن بيرون منم خود به خود از عکس العمل اونا ترسيدم و رفتم سمت ماشين ايستادم تو يه چشم به هم زدن اونجا پره پليس شد خلاصه منم داشتم از ترس ميلرزيدم که چی شده اينجا . يکی از اون راننده کاميون ها يه کيسه رو انداخت سمت من و دويد سمت کاميونش چشم که به هم زدم صدای تير اندازی همه جا رو پر کرد ديگه داشتم از ترس داد ميکشيدم رو زمين پشت تاکسيه خوابيده بودم و داد ميکشيدم نزديکه من کيسه ای که راننده هه انداخته بود روی زمين بود گفتم برش دارم شايد توش اسلحه ای باشه که از خودم دفاع کنم  تا اومدم بازش کنم يه پليس مچ دستم منو گرفت و دسيند رو زد به دستم از ترس زبونم بند اومده بود تو همون وضعيت کيسه رو باز کردم  کردم سرم گيچ رفت حالم به هم خورد کم مونده بود از حال برم چيزی رو که ميديدم باورم نميشدسره بريده ی راننده تاکسيه توی کيسه بود. بعدش يه هو از خواب پريدم

توهين نکن چرا خوب ؟مگه چی کار کردم ؟خب سوژه نداشتم !!...

راستی رفتم باشگاه تکواندو ثبت نام کردمميخوام ادامه بدم

البته فكر نكنيد كه خيلي  استاد هستم بچه كه بودم تا كمربند زرد رفته بودم جلو. J

 

من ديگه حرفی ندارم راستی آخرداستن رو شما عوض کنيد

به ۳ نفر از بهترين پايان ها جايزه تعلق ميگيرد

نفر اول يک ۱۰۰۰ آفرين

نفر دوم دو ۱۰۰ آفرين

نفر آخر رو ماچ ميکنم


 
comment نظرات ()