دنیا 2روزه

 
سوسول کيه و فرقش با قرطی (غرتی و غرطی و ...) چيه...!!!!؟
نویسنده : رضا - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٥
 

1 -  به نظر شما كسائي كه سنگ دل ميشن دلشون نميشكنه؟...

شنيديد ميگن يارو مثل شيشه ميمونه قلبشم مثل آينه پاكه!!!

يا بگن طرف سنگ دل يه ذره رحم نداره!!!...

نتيجه اخلاقي : درسته شيشه زودتر و راحت تر ميشكنه اما اگه شكست ممكنه اوني كه شكستش رو زخمي كنه

اما كي گفته سنگ نميشكنه  درسته سخت ميشكه اما براي شكستنش بايد از چكش و پتك استفاده كرد .

حالا وقتي شكست ديگه نميشه جمع و جورش كرد

حالا آدم دل نازك باشه بهتره يا سنگ دل

جواب بديد لطفا

2 -  حالا چند وقت پيش داشتم فكر ميكردم كه خوب به امثال من ميگن سوسوله بچه غرتی!!!......؟؟؟؟

خواستم تو ببينم اونايي كه سوسول قرتی نيستند چه شكلي ميتونن باشن؟!!.

خوب يه عده شون حتما قيافه ي خفن دارن رو سر و صورت و بدن شون بايد يه جاي زخم يا اثر چاقو باشه

كه خوب من هم تو زندگيم زياد هم بي درده سر نبودم حالا درسته چاقو دستم نگرفتم (چون چاقو ضامن ...... آدمه)

اما با چاقو كشايي در افتادم كه قيافه رو مي ديدي وحشت ميكردي اما بعدش رو حساب اينكه كم نياره

يه چاقو اندازه ي قدش در مياره و ميچرخونه و دري وري ميگه حالا تو يه داد بلند ميزني ترس و وحشت تو چشماش برق ميزنه

حالا بگذريم منظورم اينه كه چاقو كشي يا در كل وحشي بازي و دعوا عامل ضد سوسوليت نيست.

بازم به مغزم فشار دادم گفتم خوب حتما آدمايي كه سوسول نيستند تو قهوه خونه هاي معلوم الحال پيدا ميشن

رفتم يه سري زدم به قهوه خونه ديدم به به چه بچه هاي با مرام و با معرفتي اونجا مشغول صحبتن

يه ذره به حرفاشون گوش دادم ديدم چه جالب :

اصغر سگ دست : لوتي ديشب جات خالي بود با رفتين خونه علي سوسكي 3گرم جنس جوهر داشت

چسبونديم و دود كرديم

جواد بي غم(همون لوتي كه مخاطب اصغر بود): داش نوش جونت راستيتش ما ديشب رفته بوديم خونه ي

فاطي لاشي اين يا رو ازگل رفيق حسن كج اونجا بود پسر داييشو ميشناسي

اصغر سگ دست : آره مشتي همون بچه خوشكله

جواد بي غم : آره همون اونم باهاش بود 2 تا بطلي خونوده عرق كيشميش اورد زديم به سلامتيت رفت هوا

خلاصه ما رو كاره فاطي بوديم كه حسن حالش خراب شد و خوابيد

مام كه كارمون با فاطي تيموم شد اوديم بيرون از اوطاق يه نخ سيگار دود كنيم ديديم اون بچه خشكله تهش باد ميده

خلاصه مجبوري يه سرويس هم اونجا رفتيم

(با پوزش از دوستان جهت تفهيم مطلب مجبورشدم مكالمه رو كامل بگم اگه حرف ركيكي بود شما ببخشيد )

اينا رو كه شنيدم جلدي زدم بيرون البته از ترس

بازم فكر كردم گفتم شايد آدم بايد شاغل باشه و گارگر و زحمت بكشه تا بگن سوسول نيست

يه خورده به روزايي كه خودم گارگري كرده بودم و محيط كاري گارگري فكر گردم

ديدم نه تو اونا هم كه بودم بازم قرطي محسوب ميشدم

هيچي ديگه رفتيم يه جاي ديگه ببنيم چه خبر

رفتم كافي شاپ يكي از دوستام نشستم ديدم از بالا كه لژ بود صداي هر و كر مياد

به بهونه ي تميز كردن ميزا رفتن ببينم بچه ها چه مدلين

ديدم 3 تا دختر با 3 تا پسر 3 تا ميز اشغال كردن و دارن با هم گل ميگن و گل ميشنون

خلاصه من رفتم خودمو همونجا مشغول كردم كه ببينم چه چيز جالبي دارن ميگن

ديدم يه پسره ميگه ژاله يادته ديشب چي ديدي

ژاله : برو گمشو عوضي نكرده بودي يه حموم بري

بقيه ی : هر هر هر هر

يه دختره گفت بچه ها اينو گوش كنيد از موبايلش يه دونه از اون چرت و پرتاي به شدت ....

گذاشت كه من داشتم به جاي دخترا و اون پسرا از خجالت آب ميشدم

كه گفتم بيام پايين بهتره

داشتم ميومدم پايين يه نگاه كلي بهشون انداختم و تيپشونو نگاه كردم

پسرا كه قربونشون برم زير ابرو ور داشته با يه تي شرت كوتاه و يه شلوار گشاد كه داشت از پاش موفتاد

اون يكي  يه آرايش ناز كرده بود ..... آره بابا پسره رو ميگم

اون يكي مشخصه ي بارزش موهاش بود كه خيلي با مهارت به ارتفاع 1 متر رو به بالا ايستاده بود

دخترا هم كه به به به مانتو ها  رو با هزار زورو زحمت و بدبختي دكمه هاشو بسته بودن 

قد مانتو ها هم كه چه عرض كنم تا بالاي باسن بود

روسري ها كه همه روي شونه هاشون انداخته بودن و نميشد فهميد كه چند وجبه

 

اومدم پايين ديدم چندتا پسر پايين نشستن دارن در مورده اسيد و شيشه حرف ميزنن

پيش خودم گفتم كه خوب اينا درس خونن لابد دارن در مورده علم شيمي حرف ميزنن

يه خورده كه دقت كردم تازه فهميدم كه جريان از چه قراره... اونا از برادراي متوهم هستند

خلاصه عجالتا تصميم گرفتم سوسول قرطی باقي بمونم .

 

 


 
comment نظرات ()