دنیا 2روزه

 
ما اينيم ديگه!!!...
نویسنده : رضا - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ تیر ،۱۳۸٥
 

سلام

در ادامه ی پست قبلی باید بگم فعلا که تجمع در مقابل مجلس جواب داده و خطر تا حدودی رفع شده.

۱ - احوالات این روزای من با این شعرا بیان میشه.

چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن

برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکست .....

دوباره دل هوای با تو بودن کرده  نگو این دل دوریه عشق تو باور کرده....

*

تنهایی تموم وجودمه منو تنها بذارید اون تموم بود و نبودمه منو تنها بذارید.....

*

هرکه عاشق شد جفا بسیار میباید کشید *** بهر یک لقمه منت از صدها باید کشید

من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل  ***  بخت بد بین از اجل هم ناز میباید کشید

*

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایست

*

یا مولا دلم تنگ اومده شیشه ی دلم ای خدا زیر سنگ اومده

*

گفتی که من از طایفه ی سنگ دلانم به خدا نه ** یا عاشق این هستم و یا عاشق آنم به خدا نه .....

*

رفتی نوشتی که از دوری تو ملالی نیست ........

*

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه.....

*

چی بگم که خیلی تنهام* میدونی یاری ندارم* چی بگم که غیر غصه دیگه دلداری ندارم...

*

به خدا رفته بودم سغا خونه شمعی رو که نذر تو کرده بودم ادا کنم... .... راستشو بگو کجا رفته بودی....

*

و همین طور که از متن و شعرها پیداست ظاهرا در بی امیدی (بی انگیزه گی ) به سر میبرم


 
comment نظرات ()