دنیا 2روزه

 
مجوز
نویسنده : رضا - ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٥
 

۱- سلام راستش خيلي دلم براي دنياي مجازي و اينترنت و  كارهاي وب و سايتهاي خبري و همه ي كارايي كه خيلي وقته انجام ندادم تنگ شده.

۲- از آدمايي كه فقط كاراي خودشون كاره و علايق خودشون مهم و جالبه بدم مياد

به نظر شما اين رفتار ها كه گفتم  فقط يه جور صفت يا رفتارن كه آدما مجبورن باهاشون كنار بيان يا اينكه به طور كلي اشتباه هستن.

از نظر من اين رفتار ها كاملا غلطن . از آدمايي كه اين طوري رفتار ميكنن بايد بدم بياد .. مگه نه ...؟؟؟

اما اگه اين آدم پدرم  باشه تكليف چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟

آره تو اين مدت كه نيستم پدرم دوست نداره كه من از اينترنت استفاده كنم . ميگه من آدم نيستم كه دارم خودم و با اين اراجيف سرگرم ميكنم . ميگه از صبح تا شب خبر بخون بشين از صبح تا شب بنويس ميخوام ببينم چي گيرت مياد؟؟؟....

البته همه ي اينا از اون روزي شدت گرفت كه من تصميم گرفتم  در مورده اديان به طور جدي تحقيق كنم . فكر كنم بابام احساس كرد كه سعادت اخروي من تو خطر  افتاده. ميگه مختمو شستشو ميدن و از دين خارج ميشي....

گفتم دنياي مجازي ::

آره خوب شكي نيست كه اين دنيا مجازيه (اينترنت) راستش من اين اواخر خيلي به اين دنياي مجازي وابسته شده بودم . به نظرتون اين دنياي مجازي روابط و  عشق و دوستي ها و خواهر شدن و برادر شدن هاش و .... همشون مجازي هستن.

راستش من از دنياي واقعي به كلي بريدم . چند سالي ميشه كه ديگه خودم رو از اين دنياي مثلا واقعي نميدونم و همه ي احساساتم رو به دنياي مجازي مربوط كردم. راستش خيلي برام بهتر از دنياي واقعي بوده اما الان كه مدتيه دارم به سختي دوريش رو تحمل ميكنم ميخوام بفهمم كه همه ي احساساتي كه توي اين محيط مجازي هست همه ي اونايي كه تو اين دنياي غير واقعي به من ميگن دوست عزيز يا برادر يا رفيق با ارزش و عمو جون و دايي رضا يا مهران مهربون يا امير حسين با وفا يا آبجي ستاره يا خيلي چيزاي ديگه كه مثلا همه اونا كسي نيست جز شب اول قبر  ........... واقعا همشون مجازي هستن. يعني مني كه براي كسي عمو بودم براي ديگري دوست يا برادر يا خواهر يا اسامي مختلفي داشتم اما هميشه سعي كردم احساساتم واقعي باشه هميشه واقعا همون حسي كه داشتم رو بيان كردم  . يعني رو به روي من هيچي نبوده به جز يه دنياي مجازي كه غير واقعي بوده و هست.

منو ببخشيد اگه خيلي پر حرفي كردم .

چيزايي كه نوشتم تو اين مدت هر روز يه مقدار مينوشتم ديگه فرست نكردم دوباره بخونم و ايراداتش رو بگيرم اگه پاراگرافها به هم مربوط نيست منو ببخشيد .

بابام هنوز به اين نتيجه نرسيده كه شايد من دوست داشته باشم  كه اخبار بخونم شايد بخوام چت كنم و به طور كلي از نت استفاده كنم. اميدوارم زود تر مجوز استفادش صادر بشه

 
comment نظرات ()