دنیا 2روزه

 
زياده روی
نویسنده : رضا - ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ دی ،۱۳۸٥
 

سلام

راستش از وقتی که یادم میاد هیچ وقت نتونستم حرفم رو واضح و کامل و روشن به طرف مقابل بگم همیشه یا باید یه جوری منظورم رو حالیش میکردم یا اینکه با انواع و اقسام شیوه های حقه و کلک منظورم رو میگفتم.

جدیدا یه راه خوب واسه این کار پیدا کردم. اونم استفاده از اثر الکل در از کم کردن هوشیاری.

آره میگن که الکل همه چیز رو سالم نگه میداره و ضدعفونی میکنه .....به جز اسرار .....

ـ حالت خوبه امروز....

: نه یه کم زیاده روی کردم

- چیزی خوردی

:آره عرق خوردم فکر کنم زیاد خوردم ممکنه زیاد چرت و پرت بگم تو به دل نگیر(در حالی که دارم مثل سگ دروغ میگم)

بازم نتونستم حرفم و کامل و راحت بهش بگم اما فکر کنم فهمید منظورم چیه؟

الان ۳سالی میشه که میشناسمش.امیدوارم نظرش عوض نشده باشه؟

-------------------------------------------------------------------

پ.ن:من اغلب نمیتونم راحت حرف بزنم اما شاید بتونم بنویسم .

با تموم وجود میگم :دوستت دارم .اما اعتراف میکنم که دارم سعی میکنم که عاشقت نشم.

چون دیگه نمیخوام از بین برم. میدونم تو نابود میشی و من از بین می رم.

میدونم که نتونستم دردی از درد هاتو دوا کنم و یکی دیگه به مشغله ی فکریت اضافه کردم.

ببخش


 
comment نظرات ()