دنیا 2روزه

 
علت
نویسنده : رضا - ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦
 

 

سلام         .......

از كجا شروع كنم که كاملا غيبتم رو توجيه كنم؟؟؟؟؟؟.....

تا حالا دچار پديده اي به نام افت قند خون شديد؟... خدا نكنه بشيد منم نشدم؟

اما افت عشق خون چي؟؟ اين و ديگه زياد گرفتارش شدم...

يادتون مياد كه توي داستان شب اول قبر يه خانومي به نام "ف" توي محور داستان بود؟

خوب از همينجا شروع ميكنم....

اواسط بهمن ماه بود كه سيل شايعات* مبني بر نزديك بودن ازدواج دختر خانوم مذكور به سمت من روانه شد... منو ميگي دچار قفل مغزي شدم طي تحقيقاتي كه نزديكان انجام دادند به اين نتيجه رسيديم كه شايعه از بن اشتباه بوده و اگر هم خبري باشه مربوط به نامزدي يا آشنايي خانوم مذكور با يكي از هم دانشگاهي هاش... كه البته اين تغيير شايعه باعث ايجاد هيچ نوع تغييري در حال بنده نشد... تلاشهاي مصرانه ي پسردايي بنده در جهت به سفر بردن من به بار نشست و به كاشان عزيمت كرديم و در طول مسير و در طي سفر مورد نصيحت از سوي پسر دايي مذكور و دوستانش واقع شديم...القصه زمان بازگشت فرا رسيد ........

اومدم دم در خونه ديدم م م م ا ا ا  در بازه و كلي گرد و خاك از در خونه به سمت بيرون حمله ور شده... رفتم بالا ديدم  بله تلاشهاي مادرم به بار نشسته و بعد از ماهها تلاش و دريافت انواع و اقسام وام ها و مشاهده ي مبلغي نه چندان قابل ملاحضه تصميم گرفته شده كه خونه اي كه اندك اندك داشت به روي سرمان فرو زير ميكرد بازسازي شود...

با معمار قراردادي بسته شد كه در تاريخ 20 اسفند خونه رو كامل و شسته و رفته تحويل بده... به علت كمبود وقت از بيان مشكلاتي كه در طي اين مدت پيش امد ميگذريم...فقط تا اين حد بگم كه اوايل كار عموي خانوم آقاي لوله كش فوت شدند و اقا رفتند شهرستان در اواسط كار دايي آقاي گچ كار به ديار باقي شتافتند و آقا رفتند و در طول بازسازي اقاي معمار بيش از 10 بار قهر كرده و كار را به حالت معلق در آوردند...

ديگه چشتونو درد نيارم روزها گذشتند و گذشتند و رسيد به آخرين روز سال كارگرا بعد از خداحافظي خونه اي رو كه نه آب داشت نه برق ول كردند و رفتند...

ما هم تصميم گرفتيم بريم سفر و رفتيم....

12فروردين اومديم خونه13 بدر در شد و 14 فروردين خبر فوت پسر عموي پدرم رسيد و پدر به همراه مادر و مادر بزرگ و عموها عازم آبادان شدند....

خلاصه خونه آماده شد و نشستيم توش و آروم آروم شروع كرديم به چيدن...

اما يه سري از قطعات كامي گم شده بود از جمله كي بورد و ماوس و اسپيكر ها؟!!!

تا ديروز خيلي اتفاقي پيدا شدند و شما رو بي حد و اندازه خوشحال كرد...


 
comment نظرات ()