دنیا 2روزه

 
تنهايی
نویسنده : رضا - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦
 

سلام...

اي درد تو اندر ما در بستر نا كامي          اي ياد تو هم مونس در گوشه ي تنهايي

                                                و

اي خاطره ات پونز نوك تيز ته كفشم         اين سندل رسوايي اين سندل رسوايي

آدم بايد خيلي چيز باشه كه يه كاري رو شروع كنه بعد وسط راه بفهمه نميتونه اون كارو اون طوري كه شايسته است به پايان برسونه بعدش خودشو بكشه كنار البته تا اينجاش خيلي هم بد نيست... اما بعدش دوباره هوس كنه اون كارو شروع كنه بعد دوباره همون نتيجه ي قبلي رو بگيره بعد دوباره كم بياره و ول كنه و دوباره اين كار رو شروع كنه.... .به اين كار ميگن با احساسات ديگران بازي كردن... .

حدود 2سال قبل يه دوستي به من گفت آدم هوسبازي هستم . هر وقت كه هوس كاري بزنه به سرم اون كارو انجام ميدم بعد كه تبش ميخوابه پس ميزنم... .

حالم خوب نيست نميدونم چرا كم كم دارم همه چيزايي كه داشتم رو از دست ميدم... . دوستام همه دارن ميرن ... شخصيتم داره از بين ميره و عوض ميشه و به بد راهي داره ميره.... اراذل كه همه ميدونيد يعني چي؟ همون.... حتي كتابام رو دارم از دست ميدم ...

دارم خودمو گم ميكنم...  . ددددددااااااااغوووووووووووننننننننننمممممممممم

 

بايد يه مدت تنها باشم بايد فكر كنم فكر كنم فكر كنم فكر فكر فكر فكر فكر كر كركر ر ر ر ر ر .. . ....... .د . .د . ..د.... .د ... . ... .. .. . . ... .. ... .

البته ميتونم يه كار ديگه كنم بزنم به طبل بي عاري و بگم هر چه باداباد......ميشه اصلا بهش فكر نكرد.د د د د د د .

 


 
comment نظرات ()