دنیا 2روزه

 
چند منظوره جهت هر آنچه که می خواهد دلت تنگت حافظا
نویسنده : رضا - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٦
 

سلام...

خدمت دوستان عرض کنم که دوستانی که از ایام کمی دورتر مطالب این وبلاگ رو دنبال می کنند با داستانی سه قسمتی تحت عنوان زندگي شب اول قبر به تعبير قلم  آشنا هستند و در اون داستان ها با شخصیتی به نام خانم (ف) تا حدودی آشنا هستند ......

خوب حالا که خوب یادتون اومد حتما یادتون میاد که یک بار گفتم دیگه همه چی تموم شده و رفته پی کارش و حتما یادتون می آد که بعدش هم گفتم نه دروغه هنوز هم بهش فکر می کنم و احتمالا دیگه یادتون نیست چون دیگه نگفتم که دوباره همه چیز رو فراموش شده تصور می کنم...

آره دیگه سعی می کردم که همه چیز رو فراموش کنم و باهاش کنار بیام و بگم بعد از اینهمه سال که گذشت دیگه باید کم کم بیخیال همه چیز بشم.... و تا حدودی موفق هم شدم و چند ماهی بود که اصلا بهش فکر نمی کردم از طرفی هم شنیده بودم که نامزد کرده و رفته پی کارش و دیگه خیالم از بابت اینکه به طور کلی از دست رفته راحت شده بود و اصلا فراموش کرده بودم که یه زمانی قرار بود من نامزدش بشم و می گفت وقتی نامزد کردیم باید همیشه عطر best بزني و از همين لوس بازيا....

چند وقت پيش يه خواب جالب ديدم كه البته زياد بهش اهميت ندادم خواب ديدم تو خونه پشت تلوزيون دارم با فيشهاي ضبط و ويديو از اونا ور ميرم همين خانوم (ف) هم کمی اونطرف تر از من نشسته و داره زار زار گریه می کنه.البته داشت یه چیزی به مادرش می گفت و زارت و زورت گریه می کرد.خلاصه همین منم از خواب بیدار شدم و بعد از چند ساعت به کلی این خواب رو فراموش کردم اما بعد 2 روز دوباره همون خواب رو ديدم با كمي تغيير جزئي دوباره اهميت ندادم ،گذشت تا همین دو سه روز پیش که دوباره یه خواب دیگه دیدم....

ایندفعه خواب دیدم همین خانوم (ف)مذکور با پدر محترمشون تشرف آوردن منزل ما و یک ماشین پراید با رنگ عجیب و قریب (مثل این ماشینهای مسابقه ای که نارنجی و زرد و سبز و مشکی و آبی و قرمز قاطی پاطی می کنن)خلاصه نمی دونم چی شد که قرار شد من و با خانوم (ف) بریم مرغ بخریم خلاصه من رفتم توی یک مغازه و چندتا مرغ ورداشتم اومدم بیرون دیدم طرف نیست کلی دنبالش گشتم پیداش نکردم بعدش رفتم خونه دیدم نیومده بعد یهو دست کردم جیبم بهش زنگ بزنم دیدم موبایلم خیس خیس شده و اصلا عوض شده خلاصه رفتم دنبالش دیدم توی یه جنگل تو ماشینش نشسته و داره حسابی گریه می کنه (خودمونیم ها چقدر دلم براش سوخت صورتش همش خیس اشک شده بود)اومد طرف من و جاتون خالی دو تا کشیده خوابوند زیر گوشم و بعدش همین طوری تو بغل من گریه می کرد..... منم از خواب بیدار شدم و بازم جاتون خالی یه دو روزی سگ شدم الان همش نگرانم که چه معنی داره ۳ بار خواب ببینم اون داره گریه می کنه کلی نگرانم نکنه اتفاقی افتاده یا خدایی نکرده تو درد سر افتاده باشه....

از کسانی که تعبیر خواب بلندند تقاضا می کنیم راهنمایی بفرمایند.....


 
comment نظرات ()