منزل بهار از کدام سو است؟!!!

کمک کنين، هُلش بديم چرخ ستاره پنچره
رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
گلدون سرد و خالی رو بذار کنار پنجره
بلکه با ديدنش يه شب وا بشه چن تا حنجره
به ما که خسته‌ايم بگه خونه‌ی بهار کدوم وره؟

تو شهرمون، آخ بميرم چشم ستاره کور شده
برگ درخت باغمون زباله‌ی سپور شده
مسافر اميدمون رفته … از اينجا دور شده …
کاش تو فضای چشممون پيدا بشه يه شاپره
به ما که خسته‌ايم بگه خونه‌ی بهار کدوم وره؟

کنار تُنگ ماهيا گربه رو نازش می‌کنن
سنگ سياه حُقه رو مُهر نمازش می‌کنن
آخر خط که می‌رسيم خط و درازش می‌کنن
آهای فلک … که گردنت از هممون بُلن تره
به ما که خسته‌ايم بگو خونه‌ی بهار کدوم وره؟

-------------------

پ . ن : سلام....

پ . ن : خیلی دوست دارم بدونم وقتی این شعر رو میخونید بگید چه احساسی بهت دست میده.....

/ 10 نظر / 4 بازدید
سربرگ

سلام. در مورد شعر س خيلی خاصی نبود اما خوب يه جورايی جالب بود. مثلا این بیتش کنار تُنگ ماهيا گربه رو نازش می‌کنن سنگ سياه حُقه رو مُهر نمازش می‌کنن البته زیاد معنیش رو نفهمیدم مطمئنا استعاره است اما استعاره از چیه نفهمیدم. راستشو بخوای نخواستم زیاد فکر کنم. بعد میای میگی آخر خط که می‌رسيم خط و درازش می‌کنن ديه آدم مات ميشه نميتونه بين اين سه تا ارتباط برقرار کنه . البته من خودمو گفتم ولی در کل الب بود. موفق و مويد باشی.

اشکان

سلام اراجيف از نوع هجوياتی است که بعضی ها واسه استدلال ازش اسفاده ميکنند. يکی از همون کسانيکه تو در ان وبلاگت در مورد بی اصل و نسب بودنش داری چونه ميزنی (بابی) هم خانه منه و واسه اينکه بگه چقدر اين فرقه محکم و با استدلال هست کلی اراجيف ميبافه. اينکه به شما سر نميزنم از اساس کم لطفي شماست من هميشه عرض ارادت داشتم و هيچ قصوری هم نکردم. اينکه چقذر برف آمد همانقدر آمد که برای پيدا کردن ماشين نياز به فلز ياب داشتم. قرار هم قرار مالی بود که مال ما نشد . اينکه نه ديگه اینکه ها همینا بود قکر کنم احساسی هم بهم دست نداد آخه تازه گی ها خيلی بی احساس شدم. دعا بفرمایید با ک

مرضیه

من برداشت سیاسی عبادی خاصی نداشتم اما حس می کنم دیگران یه برداشتهای خاصی داشتند ترجیح می دم به شعرت خیلی سطحی و حسی نگاه کنم چون قشنگتره چون حس میکنم منم بهار رو گم کردم از تاریکی این روزگار و بدی این ادمهای چراغ به دست بهار رو گم کردم و هی دارم تو این زمستون می چرخم و می چر خم و می چرخم

نفيسه

يه حس خاصی همش بهم ميگه نفيس بدو برو سر درست

زينب

بهاری رو نميشناسنم که منزلش رو بشناسم!

ممد

حس روئيدن يه گل در شوره زار

saba

salam aleikom na baba,engary az man daghoontaram hast va ama reza,babamam bahmanie badeshm inke delet bekhad ama bahmania,ye khososiati ke goftamo nadaran onam asheghie;)