واحد آموزش

--سلام میشه محبت کنید این برگه ی حذف و اضافهی من رو زود تر کاراش رو انجام بدید من کلاس ندارم ...
:نخیر من اینجا ننشستم که محبت کنم اینجا من فقط وظیفه ام رو انچام میدم...
--باشه پس من کی بیام....

:۲ساعتت دیگه..
بعد از ۱ ساعت نیم***
--تموم شد خانوم فلانی...
:نه گفتم که ۳ ساعت کار داره ...
--شما گفتی ۲ ساعت...
:حالا که ۲ ساعت نشده
بعد از ۲ ساعت و نیم..***
--تموم شد....
:آقای شب ال قبر من همون اول گفتم که فردا بیا الانم ما داریم میریم جشن خداحافظی رئیس حراست سابق ...
--آها اینم جز وظایف شماست ..
:به شما ربطی نداره....

/ 9 نظر / 9 بازدید
سحر

سلام . حال شما؟؟؟؟؟؟؟/ خوب واسه تنبیه هیچی نمیگم تا دیگه نگی باشگاه رفتن عیبه[نیشخند]

saba ssss

سلام آقا رضا زياد با اينها در نيفت، فقط بايد مخ بزنی کارت راه بيفته[نیشخند] به ما سر نميزنی، معلومه کجايی؟![قهر]

وجی

آخیه میبینی تو رو خدا چه مردمی پیدا میشن!! همش دوست دارن اذیت کنن اما تو یکی حقته !! بخور عمو جون تا بزرگ شی[زبان][زبان]

وجی

آخیه میبینی تو رو خدا چه مردمی پیدا میشن!! همش دوست دارن اذیت کنن اما تو یکی حقته !! بخور عمو جون تا بزرگ شی[زبان][زبان]

beatris_night

[نیشخند][قهقهه] مکالمه قشنگی بود حتما فردا هم مثل دیروزه سال نو مبارک

فرانک

عزیزم !خوب آفتابه داری مسجد شغل خیلی مهمیه شما نباید به یک آفتابه دار محترم که اینقدر زحمت می کشند صبحها با سرویس میان, می شینن پشت میز چای می خورن با همکارشون جکهای کمر به پایین می گن و هره می رن کره میان و ... از گل نازک تر بگی

فرشاد

یاد دوره ای که ما هم به آموزش سر میزدیم به خیر !! حیف که الان دیگه همه کارای ما ( انتخاب واحد + حذف و اضافه +سلف +... ) اینترنتی شده. من اول فکر کردم می خواهی داستان واره بنویسی. آخرش کارت راه افتاد ؟