پسر فراری.

هشدار :: این داستان کاملا واقعی میباشد . خواندن این داستان برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع میباشد . خواندن این داستان برای افرادی که در سلامت کامل عقلی به سر میبرند توصیه نمیشود. خواندن این داستان برای بیماران و پزشکان و تمامی زحمت کشان توصیه نمیشود.

جمعه تو دانشگاه با بچه ها بگو و بخند بخون و برقص و ..... امید یه ۱۵ دقیقه دیرتر امد. موبایلشم خونه جا گذاشته بود. ساعت ۶:۲۰ دقیقه کلاس تموم شد. بچه ها هر کدوم اویزون کسی شدن که تقریبا با هم هم مسیر باشن.

امید با ممد رفت که متروی صادقیه پیاده شه و بره خونه.منم اومدم خونه یه چرت زدم و از اینکه فهمیدم ۱۰ تا ۱۲ روز تنهام کلی کیفور شدم.

ساعت ۹:۱۳ : مشغول حکم بازی کردن با پدر و دامادها.

ساعت ۹:۲۰ : - الو سلام

=چطوری پیمان تویی

- اره . از پیمان خبری نداری

= چطور کلاس بود بعدش با ممد رفت مترو

- خونه نرفته . خونوادش زنگ زدن نگرانن

= نمیدونم شماره ی ممد و نداری .

- نه . باشه برات پیدا میکنم.

= الو عرفان خوبی شماره ی ممد و نداری.

- چیه امید گم شده

= اره تو از کجا فهمیدی

- خونوادش زنگ زدن. شمارشو ندارم اگه پیدا کردم برات اس ام اس میکنم.

= الو سلام میبخشید من از همکلاسیهای امید هستم . امید هنوز نیومده خونه.

- نه شما ازش خبر نداری(با صدای کاملا لرزان و ترسان و نگران)

= نه لطف میکنید از تو گوشیش شماره ی ممد و به من بدید.

- تو گوشیش شماره ها رو به اسم و مار و سوسمار زده.

= عجب . باشه اگه خبری گرفتم بهتون میگم.خداحافظ

= الو ممد سلام میگم تو امید و کجا پیادش کردی.

- چیه هنوز پیدا نشده.

= تو از کجا فهمیدی

- عرفان گفت.من صادقیه پیادش کردم با اون پسر آویزون رفت .

= شمارشو نداری

- نه

=الو مهیار سلام چرا گوشیت خاموشه

- سلام چیه امید هنوز پیدا نشده.

= نه. تو ازش خبر نداری .

- نه نمیدونم.

ساعت ۱۱:۰۰ . تحقیقات همچنان ادامه دارد.

بچه ها طبع طنزشون گل کرده و اس ام اس هایی با این مضامین میرسد:::

پلیس ۱۱۰ یه جنازه پیدا کرده با وضع بی عفتی برو شناسایی کن ببین امید نباشه.

امید و تو یه خرابه پیدا کردن در حالی که مشغول اعمال منافی عفت اجتماعی بوده و مدام میگفت چیکار میکینی؟؟

.....

ساعت ۹:۳۰ صبح.

خونه ی خالی و صفا.

= الو مهیار خوبی از امید چه خبر.

- خبری ندارم الان زنگ میزنم خونشون خبر میگیرم.

= دمت گرم اگه پیداش کردی بگو خونه ی ما خالیه بیاد اینجا نره پیش قریبه.

- باشه .

- الو سلام امید دیشب ساعت ۱۲ رفته خونه

= عجب خریه این پسره. تو دانشگاه دسته جمعی حالشو بگیریم

/ 7 نظر / 257 بازدید
خلود

جالب می نويسيد... حالا جدآ جدآ واقعی بود . . شاد باشيد

برديا

پس خيلی بچه ننس که دير رفته همه نگرانش شدن . تو هم واسه اين اينقد کشش دادی ؟؟؟ گرفی ما رو تو هم بابا .

اشکان

نازنين کم لطفی نفرماييد اگر اسم شما از قلم افتاد بخاطر حافظه ضعيفم بود ٬چنانچه هر از گاهی به آمار وبلاگت مراجعه کنی ميبينی من زياد به سراغ شما ميام ولی اگر چيزی نمی نويسم به خاطر اين هست که در رابطه با مطلب شما حرفی واسه گفتن ندارم همين و لا غير٬ شاد باشی

فرزاد

اميد همين نبود که فيلمش با اون دختره چيز شد؟ نه؟ آها. باشه.

روح نورد

سلام رضا جون شعر زيبايی برام نوشتی فقط می تونم بگم دمت گرم... در ضمن خونه خالی گير آوردی کار دست خودت ندی مراقب باش. خوشحالم باز می بينمت.

sherry

خودت توصيه کردی نخونم، منم حرف شنو!

الهه

همچین شلوغش کردی گفتم حالا ببین چی هست[ابرو] ولی خوشم اومد مثل خودم خولی[تایید]