قلب آدمی شریف است به جان آدمیت

قلب یکی از اساسی ترین بخشهای بدن است.... یکی از پر تحرکترین قسمتهای بدن است.....  و خون مایع حیات بخش بدن است .... مایعی با ظاهری قرمز که با نبودش ادامه زندگی ممکن نیست.... و شریانها و رگها که شاهراههای حرکت خون هستند و این قلب است که می تپد.....

سکته قلبی.... : ایست قلب برای لحظاتی هر چند کوتاه (بسیار کوتاه) به دلیل وجود لخته خون در رگهای قلب و اختلال در تبش قلب و اشکال در خون رسانی رگها....

اقدامات پزشکی:

اول یکسری قرص قرمز میچپونند زیر زبونت که با ایجاد شک قلب رو وادار به کار کنند. یک سرم به شما متصل میکنند که باید بهش عادت کنید چون تا روزها از شما جدا نخواهد شد....

تزریق آمپولی جهت رقیق کردن خون به جهت وادار کردن لخته خون به حرکت یا به حل شدنش در خون و خلاصه خروجش از قلب....

انتقال بیمار از درمانگاه به نزدیکترین بیمارستان (البته نه چندان مجهز...)

اقدامات در بیمارستان:

تهیه نوارهای مختلف قلب در هر ١۵ دقیقه

فرستادن آزمایش خون به دلیلی نا معلوم....

بازجویی از همراهان بیمار....

و انتقال بیمار به بخش ccu

تاکید بر عدم حرکت بیمار در روز اول

بیمار اجازه دارد روی تخت بنشیند در روز دوم

بیمار میتواند برای قضای حاجت و دفع چند قدم آهسته و با احتیاط حرکت کند در روز سوم.....

طی این مدت بیمار مثلا ممنوع الملاقات است و در بخش مراقبتهای ویژه نگهداری میشود و تحت نظارت 24 ساعته عوامل زحمتکش بیمارستان قرار دارد...

با اصرار بیمار روز سوم جهت کاهش هزینه ها شخص را به بخش قلب منتقل میکنند

روز سوم با مشورت پزشک و با حصول اطمینان از اینکه بیمار  دردی در ناحیه معده ، سینه و قلب ندارد بیمار را به بیمارستانی که هزینه های بیمارستان را شرکت بیمه ای که سی و اندی سال حق بیمه کسر کرده پرداخت کند منتقل میکنید....

2 روز در بخش قلب بیمارستان مذکور بستری میشوید(شانسی که می آورید این است که پزشک معالج شما در بیمارستان اول در بیمارستان دوم هم مشغول است و به شما معرفی نامه جهت بستری فوری میدهد....)

بعد از 2 روز شما را برای انژیوگرافی آماده میکنند...(آنژیو به معنای رگ و گرافی به معنای تصویر برداری است،تست تشخیصی)

این تست برای این  که معلوم کنند عاقبت لخته خون چه شده و به سمت مغز حرکت نکرده باشد که منجر به سکته مغزی شود و همچنین برای مطالعه وضعیت رگها و شریانات قلبی انجام می شود....

اوضاع ظاهری بیمار مناسب است .... فشار خون مناسب .... دردی احساس نمیشود...کمی بی حال است.... آماده است که پس از انجام تست فوق مرخص شود...

جهت انجام تست فوق دوربینی کوچک (خیلی کوچک) از شریان کشاله ی ران به سمت قلب هدایت میکنند.... قسمت دردناک این تست لحظه ای است که آمپول بی حسی به پای بیمار تزریق میشود و به طور کلی دیگر دردی احساس نخواهد شد....

در آنژیوگرافی مشخص خواهد شد گه آیا رگهای بیمار گرفتی حاصل از تجمع چربی یا تنگ شدن رگهای قلبی به هر دلیلی وجود دارد یا خیر در صورت وجود درصد آنرا مشخص میکنند و تصمیم میگیرند که از دارو استفاده کنند یا آنژیو پلاستی(بالون گذاری) یا اقدام به تعویض رگ مذکور کنند.

دکتر به بیمار میگویند شما چون ظاهرا آدم معقولی میآیید و احیانا تحصیل کرده هستید و خوبید و با مسائل کنار میآیید....(جهت آماده سازی بیمار برای رویارویی با حقیقت) به شما میگویم که 3 تا از رگهای قلب شما گرفتگی بالای 85% دارد و باید تعویض شوند یعنی عمل باز قلب برای شما ضروری است....

پس:

شما را تا 2 روز دیگر عمل خواهیم کرد.... البته از آنجایی که سکته بخشی از قلب شما را عملا از کار انداخته میتوانیم از مغز استخوان شما سلول های بنیادی برداشت کنیم و با استفاده از آنها سلولهای مرده قلب را احیا کنیم.... البته اگر نیاز باشد....

روز بعد میگویند که سکته ی شما در سمت راست قلبتان بوده و ضرورتی برای انجام آن عمل کاشت سلولی نیست....

صبح روز عمل به همراهان اجازه میدهند که بیمار را ببینند ... لباس مخصوص اتاق عمل را تن بیمار میکنند... او را روی صندلی چرخدار میگذارند بیماران با او وداع میکنند... قرآنی به دست بیمار می دهند تا استغفار کند و خلاصه به هر طریق ممکن ترس او را به حداکثر میرسانند و به او اینطور می قبولانند که از اطاق عمل زنده خارج نمیشود....

او را با ویلچر به بخش جراحی منتقل میکنند در مسیر همه سکوت میکنند .... او را روی تخت می گذارند و همه را به بیرون از راهروی جراحی هدایت میکنند ... معلوم نیست پشت در چه اتفاقی می افتند .... در را باز میکنند کلاه جراحی بر سر بیمار میگذارند و به او میگوند برای آخرین بار همراهانت را ببین و با آنها وداع کن....

بیمار وارد اتاق عمل میشود.... (ساعت 8 صبح شروع میکنند به شکافت قفسه ی سینه و خارج کردن رگ از پا و سایر قضایا....)

ساعت 2 بیمار  را به ریکاوری برده جهت از بین بردن آثار بیهوشی و احیای نبض و قلب و تنفس و سایر علائم حیاتی...

بیمار بعد از این مرحله وارد icu میشود و همراهان او می توانند از پشت شیشه او را ملاقات کنند در حالی که یک لوله از دهانش خارج شده جهت تنفس دو لوله ساکشن از زیر قفسه ی سینه ی بیمار خارج شده که خون درون بدن رو به بیرون از بدن هدایت میکند.... یک سند (یا سوند یا صوند یا ....) به بیمار متصل است تعداد زیادی دیگری لوله و سیم از بدن بیمار خارج شده است.... پنبه ی بلندی روی سینه ی شکافته شده ی بیمار قرار دارد و ....

بعد 2 یا 3 روز او را وارد بخش قلب میکنند .... درد زیادی را تحمل میکند اما ظاهرا که همه چیز رو به بهبودی است....

بخیه های سینه بعد از 10 تا 14 روز باید کشیده شوند و بخیه های پا نیازی به باز کردن ندارند...

بیمار تا 2 ماه نیاز به مراقبت شدید در منزل دارد بعد از 6 ماه تا 2 سال به روال عادی زندگی وارد می شود...

به همین مسخره گی .... قلب کسی که مدام فعالیت میکرد ماهی 4 بار یا بیشتر کوهنوردی میکرد روزی 3 ساعت می دوید و نرمش میکرد نیاز به جراحی باز پیدا می کند خدا به داد من و امثال من برسد....

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانم آقایی

بلکه با اسلامی که گسترش پیدا کرده مخالفند . در حالی که این آقای دکتر به کل دین و نبوت و معاد وقران رو انکار کرده و آیات قران رو هم بررسی کرده که اگر از معانی دیگر کلمات آگاه نباشی یا دستی بر قواعد عربی نداشته باشی دین وایمونت رو باید بذاری وبیایی بیرون . خوشحال میشم نظر شما رو در رابطه با این کتاب بدونم . اگر هم کتابی رو میشناسید که در بررسی و نقد این کتاب نوشته شده باشد لطف کرده ومعرفی نمایید . متشکرم . موفق باشید .

خانم آقایی

سلام . شب خوش . ولادت حضرت معصومه(س) مبارک . از توجه شما ممنونم . امیدوارم که زحمت نشود برای شما . تقاضامندم که اگر تحقیق در این زمینه خسته تان کرد بلافاصله آن را کنار بگذارید و باز هم متشکرم .

بَـر باد

انتظار به سر رسید. خدا انشاالله پدر را حفظ کناد سلامتی عاجل به ایشان عنایت فرماید

ستاره کوچولو

سلام خوبی؟چه خوبه که هنوز هم به یاد ما هستی و از ما سراغ میگیری

نفیسه

سلام آقا رضای لوس بداخلاق[قلب] ایشالله که هر چه سریع تر حال پدرت خوب میشه.حال تو هم همینطور.از صمیم قلب براتون دعا می کنم[قلب]تو این شرایط سعی کن روحیتو از دست ندی[گل]

نفیسه

در ضمن وقتی خودت میگی با این همه کوهنوردی و دویدن و ...کار به اینجاها کشیده پس میشه گفت هر چی قسمت باشه.هر چی خدا بخواد[گل]امیدوارم در مورد آقا رضای ما هم بهترینارو بخواد[قلب]مواظب خودت باش...یادت باشه بهم بگی چی شدااااا[خداحافظ]

شب اول قبر

نفیسه جان خیالت راحت نمیمیرم.... دکی گفت زنده میمونی

ستاره

اره فکر می کردم همه مثل خودممن

نفیسه

جفی مرد[ناراحت]

شب اول قبر

نفیسه جان خودتو ناراحت نکن مرگ واسه همس .... یه جفی دیگه خودم برات میگیرم